۱۰ زندان مخوف دوران جنگ در طول تاریخ – سکونت گاه انسانی

– ترجمه از حسین علی پناهی: نگهداری از اسرای جنگی یکی از کارهایی است که تا چند قرن پیش اصلاً وجود نداشت

کمپ سومتر بزرگ ترین زندان تحت حاکمیت دولت فدرال در دوران جنگ داخلی ایالات متحده بود. از این زندان با نام کمپ زندان اندرسون ویل نیز یاد می شود که در سال ۱۸۶۴ و بدنبال درگیری ها در مورد نحوه رفتار با اسرای سیاهپوست، تبادل اسرا بین دو طرف درگیر متوقف شد. شرایط زندگی در این زندان بسیار طاقت فرسا بود به نحوی که کمبود غذا، آب و نبود بهداشت و شیوع بیماری بسیاری را به کام مرگ فرستاد.

کمپ ۰۲۰ یا لاشمر هوس در بریتانیا به عنوان یک مرکز بازجویی در دوران جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار می گرفت که توسط سرویس امنیتی ام آی فایو اداره می شد. برخلاف دیگر زندان های مربوط به اسرای جنگی در این کمپ تنها افراد غیرنظامی رسمی دشمن مانند جاسوسان نگهداری می شدند. فرمانده این زندان شکنجه را ممنوع کرده بود زیرا بر این باور بود که شکنجه باعث می شود زندانیان دروغ بگویند. وی از فشارهای روانی برای به حرف آوردن زندانیان استفاده می کرد.


۹- زندان نورمن کراس، بریتانیا: جنگ های ناپلئونی

 10 زندان بدنام و مخوف دوران جنگ در طول تاریخ

این زندان ها در ابتدا شرایط بسیار سختی داشته و به اسرا رسیدگی نمی شد. در ادامه این مطلب قصد داریم شما با را مخوف ترین و بدنام ترین زندان های زمان جنگ که اسرای جنگی در آن ها نگهداری می شدند آشنا کنیم.


۶- زندان هائو لو، ویتنام شمالی: جنگ اول هندوچین و جنگ ویتنام

 10 زندان بدنام و مخوف دوران جنگ در طول تاریخ

در دوران جنگ استقلال ایالات متحده چندین کشتی بزرگ توسط نیروهای بریتانیایی به زندان تبدیل شده بودند. این کشتی ها سربازان آمریکایی، پرسنل کشتی های تجاری و غیرنظامیانی که از سوگند وفاداری به بریتانیا سر باز زده بودند را در خود جای داده بودند. شرایط زندگی در این کشتی ها و به خصوص در کشتی ام اچ اس جرسی بسیار دشوار بود و روزانه ۱۲ نفر از ۱٫۰۰۰ زندانی آن می مردند به همین دلیل به آن لقب «جهنم» داده شده بود. غذایی که به این زندانیان داده می شد بسیار ناچیز و نامناسب بود. نان ها کپک زده بود، گوشت فاسد و متعفن و سوپ نیز از آب رودخانه ای که پر از ذرات مس بود تهیه می شد.

– ترجمه از حسین علی پناهی: نگهداری از اسرای جنگی یکی از کارهایی است که تا چند قرن پیش اصلاً وجود نداشت. تا قبل از جنگ یکصد ساله بین فرانسه و بریتانیا در قرن های ۱۴ و ۱۵ میلادی، طرفین اسرای جنگی یکدیگر را کشته و یا آن ها را به بردگی می بردند.


۷- کمپ ۰۲۰، بریتانیا: جنگ جهانی دوم

 10 زندان بدنام و مخوف دوران جنگ در طول تاریخ


۸- کمپ اسرای جنگی گجو- دو، جزیره کجو کره جنوبی: جنگ کره

 10 زندان بدنام و مخوف دوران جنگ در طول تاریخ

در این محوطه هیچ سازه ای وجود نداشت و زندانیان مجبور بودند که به صورت نوبتی در چادرهایی که از چوب و ملافه ساخته بودند استراحت کند. همچنین آن ها مجبور بودند در درون نهری که تنها منبع آب آن ها بود اجابت مزاج کنند. زندانیان برای بدست آوردن غذا به دیگر زندانیان حمله می کردند. این زندان در سال ۱۸۶۵ بسته شد و تا آن مدت بیش از ۱۴٫۰۰۰ نفر از ۴۵٫۰۰۰ نفر زندانی آن جان خود را از دست داده بودند.

برخی بر این باورند که بیش از یک میلیون زندانی در این کمپ ها جان خود را از دست دادند اما برخی دیگر تعداد تلفات را تنها ۵۶٫۰۰۰ نفر اعلام کردند. ژنرال آیزنهاور برای این که غیرنظامیان آواره غذای بیشتری برای خوردن داشته باشند دستور داد سهمیه غذایی کمتری در اختیار این زندانیان قرار گیرد.


۴- قلعه کولدیتز، ساکسونی آلمان: جنگ جهانی اول و دوم

 10 زندان بدنام و مخوف دوران جنگ در طول تاریخ


۲- زندان جزیره موریس، کارولینای شمالی: جنگ داخلی آمریکا

 10 زندان بدنام و مخوف دوران جنگ در طول تاریخ

این زندان در واقع در طول دوران جنگ دو کره توسط نیروهای کره جنوبی و ایالات متحده کنترل می شد. کمپ گجود دو در سال ۱۹۵۱ تاسیس شده و بیش از ۱۷۰٫۰۰۰ اسیر جنگی چینی و کره شمالی را در خود جای داده بود. در این زندان آشوب ها و درگیری هایی ایجاد می شد که در هیچ زندان دیگری سابقه نداشت به نحوی که در یک مورد تنها با کمک ۶ تانک آشوب زندانیان پایان یافت. زندانیان عموماً به دو دسته تقسیم می شدند: یک دسته کسانی که به کره شمالی و کمونیسم وفادار باقی مانده و  دسته دیگر کسانی که ایمان خود به این دو را از دست داده بودند.

این زندان نیز توسط فرانسوی ها در سال ۱۹۳۹ ساخته شد و در طول جنگ ویتنام در کنترل نیروهای ویتنام جنوبی قرار داشت. در این زندان اسرای ویتنام شمالی و مخالفان جنوبی نگهداری می شدند که تعدادی از آن ها کمتر از ۱۶ سال سن داشتند.

زندان جزیره موریس توسط نیروهای اتحاد کنترل شده و دسته ای از ۶۰۰ سرباز نگون بخت کنفدراسیون را در خود جای داده بود که از آن ها با نام «۶۰۰ فناناپذیر» یاد می شد. این زندانیان به عنوان مهره های شطرنج در بازی خطرناکی که بین دو تن از ژنرال های کنفدراسیون و اتحاد صورت می گرفت مورد استفاده قرار می گرفتند. در واقع زمانی اوضاع برای این زندانیان خطرناک شد که در سال ۱۸۶۴ ژنرال کنفدراسیونی ۵۰ نفر از این زندانیان را به چارلستون در کارولینای جنوبی فرستاد که زیر گلوله باران توپخانه نیروهای اتحاد قرار داشت.

فنس های آن به برق وصل شده و درهایش نیز کاملاً آهنی بودند. اسرای آمریکایی اکثراً خلبانانی بودند که هواپیمایشان سقوط می کرد و بعدها به این زندان لقب «هانوی هیلتون» دادند که به خاطر شهرت هتل های هیلتون در آن زمان به این نام خوانده شد. یکی از مشهورترین زندانیان این زندان جان مک کین بود که بعدها به مقام سناتوری رسید. لباس خلبانی و چتر نجات او به عنوان یادگاری در این زندان باقی ماند که در سال ۱۹۹۳ به یک موزه تبدیل شد.

این دو گروه شب ها به جان هم می افتادند و آمبولانس های سازمان ملل هنگام صبح جنازه قربانیان را جمع آوری می کرد. در یک مورد طرفداران کمونیسم توانستند ژنرال دود که رییس زندان بود را به گروگان بگیرند و به خاطر بدرفتاری با زندانیان او را محاکمه کنند اما در نهایت پس از مذاکره با مسئولین زندان او را آزاد کردند. در یک مورد دیگر آن ها تعدادی از زندانیان طرف مقابل را محاکمه کرده و بیش از ۱۵ نفر را اعدام کردند. بعد از پایان جنگ نیز درگیری ها ادامه داشت زیرا دولت های چین و کره شمالی می خواستند که تمامی زندانیان به کشورشان بازگردانده شوند اما ایالات متحده و کره جنوبی اعلام کردند تنها زندانیانی که خود مایل به بازگشت باشند را به کشورشان بازخواهند گرداند. در نهایت زندانیان بنا به خواسته خود یا بازگشته یا در کره جنوبی ماندند.

اسرای جنگی که رتبه اجتماعی بالایی داشتند یا از مهارت و اهمیت بالایی برای طرف مقابل برخوردار بودند نیز در ازای دریافت مقدار زیادی پول یا هر درخواست دیگری آزاد می شدند. اما رفته رفته که بحث نگهداری از اسرای جنگی پیش آمد این موضوع خود به یک معضل بزرگ تبدیل شد. بدین ترتیب زندان های متعددی ساخته شد که در طول زمان جنگ از آن ها برای نگهداری اسرای جنگی استفاده می شد.

حتی مسابقات المپیک زندانی نیز در سال ۱۹۴۱ در این زندان برگزار شد. همچنین یک بازی شبیه راگبی در این زندان ساخته شده بود که به آن «استول بال» گفته می شد. اما زندانیانی نیز علی رغم این شرایط خوب از آن فرار می کردند. این زندان در عمق خاک آلمان قرار داشت و بدین ترتیب در صورت فرار نیز رسیدن به منطقه خودی کار بسیار سختی بود. بیش از ۳۲ زندانی از این زندان فرار کرده و تنها ۱۵ نفر توانستند خود را به سرزمین ها متفقین برسانند.

همچنین ان ها می توانستند اشیایی را ساخته و به مردم محلی بفروشند. در آن زمان بریتانیا باید هزینه لباس اسرای خود در فرانسه را به این کشور می پرداخت و فرانسه نیز باید همین کار را می کرد اما زندانیان این زندان معمولاً بدون لباس بودند زیرا به دلیل عادت قمار لباس هایشان را از دست می دادند. مرگ شایع بود اما در سال ۱۸۰۱ بیش از ۱٫۰۲۱ زندانی به دلیل شیوع تیفوس جان خود را از دست دادند. برخی نیز خودکشی می کردند. این زندان پس از شکست ناپلئون در سال ۱۸۱۴ بسته شد و در طول ۱۷ سال بیش از ۱٫۷۷۰ زندانی آن جان باختند.

رینوایسنلیجر در واقع ترکیبی از ۱۹ کمپ اسرای جنگی بود که در طول رودخانه راین در ماه های پایانی جنگ جهانی دوم ساخته شده بود. این زندان در آوریل سال ۱۹۴۵ ساخته شده و در حدود ۲ تا ۳ میلیون اسیر آلمانی که خود را به متقفین تسلیم کرده بودند در این زندان در داخل خاک آلمان نگهداری می شدند. این کمپ ها بسیار شلوغ بوده و غذا و آب به ندرت یافت می شد و هیچ سرپناهی نیز وجود نداشت. سازمان صلیب سرخ نیز اجازه بازدید از این کمپ ها را نداشت. آن ها با این استدلال که آن ها نه اسرای جنگی بلکه «نیروهای خلع سلاح شده دشمن» هستند مانع از بازدید صلیب سرخ از این زندان ها و بررسی اوضاع زندانیان می شدند.

دیواره چوبی سلول ها به شدت نمدار بوده و هوای درون زندان در طول روز چنان گرم و مرطوب می شد که زندانیان لباس های خود را از تن در می آوردند. موش ها به طور معمول از جنازه ها تغذیه می کردند. تعداد آمریکایی هایی که در این زندان ها می مردند از تعداد کشته ها در میدان نبرد بیشتر بود. در طول جنگ ۸٫۰۰۰ آمریکایی در میدان نبرد و ۱۱٫۰۰۰ نفر در این زندان ها جان باختند.

برای مثال آن ها را در سلول هایی که استراق سمع می شدند نگهداری می کرد، زندانیان را از خواب محروم می کرد و یا آن ها را به مدت طولانی در حالت معلق نگه می داشت. با همین روش ها وی توانست ۱۲ نفر از ۵۰۰ زندانی این مرکز را به جاسوس دوجانبه تبدیل کند. همچنین وی از ۱۲۰ نفر از آن ها برای جاسوسی علیه آلمان استفاده کرد و ۱۵ نفر از آن ها که از این کار خودداری کردند را اعدام کرد.

زندان نورمن کراس اولین زندان در جهان بود که صرفاً برای اسرای جنگی ساخته شده بود. این زندان در اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹ میلادی به منظور نگهداری از اسرای جنگی و سیاستمدارانی که در طول نبردهای بین بریتانیا و فرانسه دستگیر می شدند به کار گرفته می شد. زندان نورمن کراس در سال ۱۷۶۹ افتتاح شده و نیروی دریایی سلطنتی اداره آن را بر عهده داشت. برای این که اسرا به فکر فرار نیفتند برای آن ها برنامه های آموزشی و سرگرمی در نظر گرفته شده بود.

زندان هائو لو را فرانسویان با نام «زندان مرکزی» در سال ۱۸۹۹ ساختند و از آن برای نگهداری اسرای سیاسی استفاده می شد. اما ویتنامی ها آن را «هائو لو» به معنای «تنور آتشین» می نامیدند که در واقع اسم روستایی بود که برای ساخت این زندان تخریب شد. این روستا به دلیل ساخت سفال هایی که در تنورهای آتشین قرار داده می شدند مشهور بود. این زندان گنجایش حداکثر ۵۰۰ زندانی را داشت اما در طول اولین جنگ هندوچین بیش از ۲٫۰۰۰ اسیر ویتنامی و در طول جنگ ویتنام بیش از ۶۰۰ اسیر آمریکایی را در خود جای داده بود. دیوارهای بتونی این زندان بیش از نیم متر عرض داشتند و به شدت از آن مراقبت می شد.


۳- زندان کان سان، ویتنام جنوبی: جنگ ویتنام

 10 زندان بدنام و مخوف دوران جنگ در طول تاریخ


۱- رینوایسنلیجر، آلمان: جنگ جهانی دوم

 10 زندان بدنام و مخوف دوران جنگ در طول تاریخ

۱۰- کمپ سومتر، ایالت جورجیا: جنگ داخلی ایالات متحده

 10 زندان بدنام و مخوف دوران جنگ در طول تاریخ

در زندان موریس تب زرد شیوع پیدا کرده و زندانیان جانشان را در اثر این بیماری از دست دادند. در نهایت زندانیان به زندان های اولیه خود بازگردانده شدند. ۶۰۰ فناناپذیر اما اوضاع مناسبی نداشتند و در زندان جدید نیز با خوردن سگ ها و گربه های ولگرد شکمشان را سیر می کردند. البته بعدها اوضاع بهتر شد.

قلعه کولدیتز در قرن یازدهم میلادی ساخته شده و ابتدا از آن برای دیده بانی استفاده می شد و بعدها به عنوان باغ وحش، کارخانه، بیمارستان  و زندان مورد استفاده قرار گرفت. در طول جنگ جهانی اول و دوم به عنوان زندان با نام «Oflag IV-C» به کار گرفته شد. این زندان یکی از خوفناک ترین زندان های آلمان نازی بود و زندانیانی که از زندان های دیگر فرار می کردند به این زندان منتقل می شدند. همچنین شخصیت های بلند مرتبه ای مانند یکی از خواهرزاده های وینستون چرچیل نیز در این زندان نگهداری می شد. زندگی در این زندان چندان بد نبود و زندانیان روز خود را به بازی و پایکوبی سپری می کردند.


۵- زندان ام اچ اس جرسی، نیویورک: جنگ استقلال آمریکا

 10 زندان بدنام و مخوف دوران جنگ در طول تاریخ

وی طرف مقابل را در جریان این امر قرار داد تا بدین ترتیب مانع از ادامه گلوله باران شود اما ژنرال اتحاد دست از کار خود نکشید. او نیز در مقابل ۵۵ نفر از اسرای کنفدراسیونی رابه جزیره موریس در کارولینای جنوبی فرستاد تا این که در نهایت دو طرف به استرداد اسرا رضایت دهند. بعدها بار دیگر با انتقال بیش از ۶۰۰ سرباز از هر یک از دو طرف به نقاط مشابه این روش به کار گرفته شد اما ای بار دیگر استردادی در کار نبود و اوضاع بدتر از قبل شد.

این زندان به خاطر سلول های موسوم به «سلول ببر» شناخته می شود که سلول هایی با ابعاد ۱٫۵ در ۲٫۷ متر بوده و به عنوان روشی برای شکنجه زندانیان مورد استفاده قرار می گرفتند. در بازدید مقامات ایالات متحده از این زندان مشخص شد که با زندانیان رفتار بسیار بیرحمانه ای صورت می گیرد و زندانیان با زنجیر به هم بسته می شدند به نحوی که مچ پای آن ها به شدت مجروح می شد. در نهایت این زندان با افشاگری یک سناتور آمریکایی بسته شده و زندانیان آن به زندان های دیگر یا مراکز درمانی منتقل شدند.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *